دلم لک زده برای یه رفیق که بشه راحت هرچی میخوامو بهش بگم و از آینده نترسم 

زندگی که میگذره تا یه جاییش ناراحت یا خوشحال گذشتنش دست خودمونه ولی دقیقا همون جایی که فکر میکنی همه چی دیگه تموم شد و همونی میشه که میخوای یه گره بزرگتر میوفته تو کارت . همیشه خواستم محکم باشم ولی حس میکنم کم اوردم ، میخوام به یکی بگم چه حالی دارم چ فکری دارم ولی محرمی نیست جز همین صفحه ای که بعد از دو سال اومدم پیداش کردم شاید از سر دلتنگی . دلتنگی برای نوشتن یا برای کوچیک بودن مثه اون روزا بودن! 

خدا جون درمان من پیش خودته .. قلبمون آروم 

/ 2 نظر / 10 بازدید
وحید53

گفته بودم دل به کس نسپارم))