DEAR DIARIES

وقتی میتوانی با سکوت حرف بزنی بر پایه لرزان واژه ها تکیه نکن

 این ایمیل من برای دوستای همیشگیم 

malihe_h1991@yahoo.com

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٢ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ توسط malihe نظرات () |

یه سریایی که میخوای حرف بزنن نمیزنن ، جاش یه سری دیگه سرتو میخورن!

 

+ اعصاب ندارما

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٠ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط malihe نظرات () |

خدایا این آرامشی که تو دلم گذاشتی این روزا رو بیشتر کن 

یکی از دوستان چند وقت پیش گفت از اون کسی که رک حرفشو میزنه و ناراحتت میکنه دلخور نشو از کسی بترس که پشت سرت یه جوره جلو روت یه جور

تو فکرم

یه جورایی به این فکر میکنم که نکنه آدمای دورم از گروه دوم باشن ؟!

+ چقد کامنت تبلیغی؟؟؟؟!!!!!!!!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ توسط malihe نظرات () |

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟

مهدی اخوان ثالث

+ نظرات من بعد تایید نمیشن ، با عرض معذرت

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱۳ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط malihe نظرات () |

من به جای خالی اش بیشتر از خودش عادت کرده ام . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٢ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ توسط malihe نظرات () |

انسان ها رو بفهم

وقتی میخواهی از آن ها منتفر باشی

سعی کن به جایش آن ها رو بفهمی

+ تظاهر به عادی بودن ، یعنی داشتن لبخند بر لب وقتی تمایل به گریه دارد ،آدم را میکشد .

+ میلاد پیامبر مهربانی ها مبارک .

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٠ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ توسط malihe نظرات () |

میخوام خاطره امروزو بنویسم ، قضاوت نکنین لطفا

زشته ها ولی وقتی میشینم سر کلاس استاد محمودی از حرف زدنش خندم میگیره ، یه بار جلو نشسته بودم مردم از بس خودمو کنترل کردم ، خیلی با نمک حرف میزنه

نقاشی زهرا رو تموم کردم امروز براش بردم ، ولی یادم رفت ازش عکس بگیرم نگه دارم! :((

میریم قاب کنیم اسکن میگیریم حالا

با فاطمه  فاضلی و زهرا و ساناز و فهیمه گفتیم بریم بیرون ، یعنی خدا بگم این آدمای بی شخصیتو چی کار کنه که تا یه ماشین میبینن که دخترن ، دست و پاشونو گم میکنن ، بگذریم

یارو هی حرف میزد دم ماشین هی میرفت و میومد ، آخر فهیمه شیشه رو داد پایین بطری آبو خالی کرد روشون آخ اینقد حرصش دراومد ، کارد میزدی خونش در نمیومد دیگه ، ولی براش درس عبرت شد ، مام کلی بهش خندیدیم و دلمون خنک شد آخه خیلی بی ادب بودن!

بعدشم یکم جلوتر نزدیک بود تصادف کنیم ، یارو پیاد شد گفت سیستمو بهم ریختین با عصبانیت تمام ، تا گفت سیستم ما سه تا زدیم زیر خنده به یاد دکتر محمودی سیستمی ! ساناز میگفت این یارو داداش بی شخصیت محمودیه !

ولی آدم وقتی ازش عذرخواهی میکنن یا میبینه ماشین فقط خانومن که دیگه اینجوری نمیکنه ، اینم آه اون موتوریا نیشخند ، اما اونا که حقشون بود!

اگه خودم بودم که عمرا همچین کاری میکردم ولی بدم نیست ، تو این جامعه اگه نتونی از حق خودت بربیای گرگا میخورنت

بگذریم

دیروزم تو تاکسی نشستم با زهرا یارو زل زده تو گوشی من!!!!! اینقد اعصابمو ریخته بود بهم ، میخواستم عکس مدلی که برا زهرا کشیدمو براش بفرستم پیداش نمیکردم ، آخر کفرم دراومد گوشیمو گرفتم طرفش گفتم میخوای شما پیدا کنی ؟!

نمیدونم چرا مردم اینجوری شدن!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۸ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط malihe نظرات () |

چی بنویسم که حرف واسه ی گفتن زیاد ندارم ولی برای خوندن چرا

ولی نه از صفحه ی مانیتور

 

+ این روزا به سایه م هم اعتماد ندارم .



نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۳ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط malihe نظرات () |

بلاخره این امتحانای مام تموم شد

بدک نبود فقط خوبه که تموم شد ، از هفته دیگم باید بریم سر کلاس باز !!!! نمیذارن نفس بکشی .

اون استادی که باهام لج بود کار خودشو کرد نمره مو با این که خوب نوشته بودم کم داد ، خدا بگم این عقده ایا رو چیکار کنه ، از یه جا دیگه پرن میان رو این قشر مستضعف خالی میکنن !

اخوانم که تازگی تکلیف فرستاده ، دیوونه زنجیری ، خدا دیگه سر و کارما رو با این نندازه فقط که اصلا قابل تحمل نیست

این ترم فقط 19 واحد تونستم بردارم :((

بقیش به برنامم نمیخورد

+ خوب خوب مثل هیچ وقت

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ توسط malihe نظرات () |

Design By : Night Melody